X
تبلیغات
شعر ......................خاطره

شعر ......................خاطره

شعر و خاطره

داستان

دودوست

 

 

دو دوست از شهری به شهر دیگر سفر می کردند.در طول سفر یکی از آنان در رود خانه افتاد. دیگری در آب پرید و او را از غرق شدن نجات داد. دوستی که چیزی نمانده بود غرق شود خدمتکارش را وا داشت تا روی سنگی حک کند : مسافر! در این مکان " نجیب" زندگی اش را به خطر انداخت تا جان دوستش موسی را نجات دهد.

دو دوست به راه خود ادامه دادند. در راه بازگشت در کنار همان رود خانه نشستند و به گفت و گو مشغول شدند.

در حین صحبت میان آن دو اختلاف نظر منجر به بحث شد . حرف هایی رد و بدل شد دوستی که در حال غرق شدن بود از منجی خود سیلی خورد.او بساط خود را برچید.چوبی را برداشت و با آن روی ماسه ها نوشت.مسافر! در این مکان نجیب در خلال مشاجره ای پیش پا افتاده قلب دوستش موسی را شکست.

یکی از خدمتکاران موسی از او پرسید چرا داستان دلیری دوستش را بر سنگ حک کرد اما داستان بی رحمی او را روی ماسه ها نوشت؟

موسی جواب داد : من همیشه خاطره لحظه ای را که دوستم نجیب جان مرا از خطر نجات داد گرامی می دارم اما در مورد لطمه ای که به روح من وارد کرد امید وارم حتی قبل از اینکه این کلمات از روی ماسه ها محو شوند او را ببخشم.

                                    

ساعت تحویل سال 1386 هجری خورشیدی- 2566 ایرانی خورشیدی

در مناطق مختلف و شهرهای مهم جهان

در تهران چهارشنبه 3 و 37 دقيقه و 26 ثانيه صبح زمان تحويل سال 1386 هجري شمسي است.

در تورنتو سه شنبه ساعت 8 و 7 دقيقه و 26 ثانيه عصر

در لوس آنجلس سه شنبه 5 و 7 دقيقه و 26 ثانيه عصر

و در لندن چهارشنبه 12 و 7 دقيقه و 26 ثانيه صبح تحويل سال جديد شمسي است

سراسر جهان و هر چه در اوست

عکس یک پرتویی ست از رخ دوست

موضوع: باغ آرامش

 

 

باغ آرامش:

راحت و آسوده بنشینید یا دراز بکشید . سه نفس عمیق بکشید و به هنگام بازدم , بگذارید هرگونه تنش و اضطرابی بیرون رانده شود . بدنتان را وانهاده سازید . بگذارید ذهنتان آرامش یابد و تمرین تصویر سازی را دنبال کند . بگذارید حواستان در این جریان آزادانه دخالت کند.

شما با گامهایی راحت و روان در حال گذر از یک راه باریک در دامن طبیعت هستید. خورشید می درخشد . نسیم ملایمی می وزد که می توانید آن را بر صورت خود احساس کنیدو در حال قدم زدن , خود را با همه چیز , با این راه باریک , با هوا , با خورشید و بدنتان یکی احساس می کنید. گامهای شما بر روی زمین سبک است و بدن شما از درون سیک و با طراوت است.

به سمت چپ می نگرید و اسبی را میبینید که در دشتی مشغول چراست . منظره ای آرامش بخش است . به سمت راست خود می نگرید و توجه تان به درختانی زیبا جلب می شود . وجود آنها سرشار از آرامش است . شما با آن اسبها ,درختان و دشت یکی هستید.

در پیش روی شما دروازه ای وجود دارد که شما رافرا می خواند . آن دروازه را باز می کنید و راهی رامی بینید که به باغی زیبا منتهی می شود و قدم در آن راه می گذارید و در حال گذر توجه تان به گلها و بوته ها جلب می شود.

جایی برای نشستن شما وجود دارد . هنگامی که مینشینید چشم تان به گل های زیبای اطراف می افتد. بوی آنها را به درون استنشاق می کنید. پرندگان آوازی گوش نواز می خوانند . در حالی که شما آرام و عمیق نفس می کشید خورشید بر شما می تابد. زنبورها و دیگر حشرات در حال پرسه زدن در باغ هستند . شما . خود را با این محل یکی احساس میکنید. آرامش طبیعت را به درون می دمید.

تا زمانی که نیاز یا وقت دارید در این مکان باقی بمانید . هنگامی که احساس کردید زمان بازگشت است , از میان باغ و از مسیر منتهی به دروازه آن گام بردارید . دروازه را پشت سر خود ببندید. از راه باریک با صرف زمان بگذرید . در راه بازگشت خود به درختان و اسب ها توجه کنید . از هرچه که در حین گذر میبینید تشکر کنید. بسیار مهم است که دقیقا از همان راهی که آمده بودید بازگردید.به محلی که بدنتان در حالت نشسته یا ایستاده در آنجا قرار دارد بازگردید . مطمئن شوید که می توانید پاهایتان را حس کنید. از هرگونه احساس و تاثیری که می خواهید ثبت کنید یادداشت بردارید.

تصویر سازی ذهنی پیش گفته الگویی است که می توانید برای وانهاده کردن ذهن تان از آن پیروی کنید . از قوه تصور خود بیشترین استفاده را ببرید . افزودن عناصر آرامش و توازن به تصاویر خود را از یاد نبرید. برای پربار تر کردن این تمرین می توانید از هر موسیقی ای که به شما آرامش درون می بخشد به عنوان زمینه آن استفاده کنید.

 

 

 

بیداری انسان طلوع خداوند است

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 17:33  توسط خودسیانی   | 

ناگفته هاي تاريخ ايران زمين

آيا مي دانید : اولين مردماني كه سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه آتش را درجهان كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف ناشاك.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشاورزي راجهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه سكه را درجهان ضرب كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است.

آيا مي دانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز.

 

آيامي دانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا راساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،ايرانيان دندوب.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ راكشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه پا به قاره آمريكا گذاشتند ايراينان و ارتش داريوش بوده است وكريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند.

آيا مي دانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده.

آيا مي دانيد : ابوريحان بيروني به چرخش زمين پي برده بود واين گاليله نبوده است كه نخستين بار به چرخش زمين اشاره كرده است .

آيا مي دانيد : كورش بزرگ در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد.

آيا مي دانيد : كورش بزرگ پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي اداي احترام به بابلي ها به خداي آنان ستايش كرد و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد.

آيا مي دانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش بزرگ در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد.

آيا مي دانيد : ديوار چين با بهره گيري ازديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد.

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد.

آيا مي دانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخرپرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصرحمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله واردمصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجودداردكه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصرنشان مي دهد . و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود.

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه

بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد )

519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ در پايئز وزمستان 518طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصرنقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد دروآ

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ بعد از تصرف بابل25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زيريوق بردگي شاه بابل بود آزاد كرد.

آيا مي دانيد : داريوش در سال دهم پادشاه خود شاهراي بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين مي رفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت.

آيا مي دانيد : اولين بار پرسپوليس به دستورداريوش بزرگ به صورت ماكت ساخته شد تا ازبزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و كل ساخت كاخ ۶۵سال به طول انجاميد.

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزاركارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روزيكباريك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن كره عسل و پنير مي داده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند.

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلامی زدداده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب مي شده . اين در حالي است كه درهمان زماندر مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق همراه بوده است.

آيا مي دانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي رابراي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديدداريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال

داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنهانوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است.

آيا مي دانيد : داريوش بزرگ پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايدبه خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند ازسرزمين پارس دفاع كنند.

آيا مي دانيد : كمبوجيه فرزند كورش بزرگ يكي از ستخت گير ترين پادشاهان تاريخ ايران درراه اجراي عدالت و قانون بوده است . يك نمونه بارز آنكه مورخين بارها از آن ياد كرده اند ريشه كن كردن رشوه گيري در دولت شاهنشاهي او بود . وي شخصي را كه از مقامات دولتي ايران بود و خبر رسيدازمردم رشوه گرفته است را پوست بدنش را كند آنرا پر از كاه كرد و در دروازه اصلي شهرآويزان كرد و پسر همان شخص را به جاي پدر نشاند و به او گفت كه هر زمان شيطان خواست كه تو را فريب دهد عاقبت رشوه گيري پدرت را ببين و از اين كار دوري كن .

آيا مي دانيد : كلمه تخت جمشيد واقعي نيست وتنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهاي داريوش بزرگ است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دوربماند . تخت جمشيد در لغت به معني محل تاجگذري و تختشاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقام والايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در6000 سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است . به همين دليل كاخ هاي داريوش بزرگ نام حقيقي اش شهر پارسه است و يوناني ها آن راپرسپوليس ناميدند به معني پرس = پارسه - پارس

+ پوليس =شهر و در كل به معني شهر پارسه ناميدند و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از وروداسلام

به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگراسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد . همانطوركه آرامگاه كورش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند ونام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند .يا نمونه ديگرتخت سليمان كه هيچ مفهوم تاريخي ندارد و در

اصل آتشكده آذرگشنسب نام داشته و تنها براي محفوظ ماندن اين مكانها از دست اعراب بدوي وشتر سوار مردم باهوش ايران نام اين مكانهاي ارزشمند را تغييردادند.

آِيا مي دانيد : فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشدروزبه بوده است . ولي از شدت خفقان و فشارمذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره ( فيروزآباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه - سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود .

مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر (آتشكده اي ) عبور مي كرد و به زبان بلند شعري خواند : اي خانه مهرگر شدم از تو برون - با چشمي اشكبار و قلبي پرخون - سوگند به خاك درت اي درگه مهر - تن بردم ودل نهادم آنجا به درون . اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند وسپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند . اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري درسن 36 تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است .

آيا مي دانيد : مردم استخر در استان فارس سالها با سپاه اسلام نبرد كردند . به طوريكه عبدالله بن عامر فرمانده لشگر اسلام سوگند خورد چنانكه استخر گشوده شود چنان از ايرانيان بكشم كه خونشان روان شود ! ( فارس نامه ابن بلخي 

آيا مي دانيد : محمد ابن زكرياي رازي دانشمند فيلسوف قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانين اسلامي به صورت كاملا علني انسانها را ازپيامبري محمد بي نياز دانست . وي ميگويد : عقل بزرگترين موهبت خداوند است و به مدد آن مي توانيم دراين دنيا و آن دنيا سعادتمند شويم و به راهنمايي خرداز وجود انبيا مستغني هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 17:28  توسط خودسیانی   | 

شعر

خدايا

خداوندا سلام بر تو

منم آن بنده كوچك

كه بر يكتائيت عشقم، ندارد يك دم حتي شك

خداوندا تويي خالق ،تويي يكتا منم فاسق

خداوندا تو يادم كن به يادت خوب شادم كن

اسير خواهش نفسم، ز نفس خالي عبادم كن

رها مگذار مرا با خود بيا عشقم كه من سردم

و بي تو ناله دردم،و بي تو از خودم پرتم

رها مگذار منم كولي و بي سامان

بكن در حال من احسان

بمانم با تو من چون خان

منم آن كوچكت ايمان

بمان با من خداي پاك و بي همتا

صدايت ميزنند يكتا

بمان اي خالق دنيا ،منم بي تو همان تنها

خدايا دردها دارم،همه از فرط دوري شد

چرا از دوريت آخر ،عزيزم اين صبوري شد

خدايا كورو پر دردم،به جز تو از همه سردم

مرا مگذار كه بد كردم،و با تو عشق پاك من ،پي آخر چه مي گردم؟

عزيزم، درد تنهايي همان درديست كه در من شد

گنهكارو گنهكردار،وجودم رنگ ماتم شد

خدايا، پاك و بي همتا، بدون تو منم تنها

مرا خالي كن عشق من        از اين دنياي بي فردا

منم شاكي ز دست من        منم از دست خود ماتم

خدايا ، عشق پاك من        بيا يك دم بكن شادم

عزيزم با تو آغازم            تويي تو محرم رازم

به غشق پاك تو خوبم         فقط هر لحظه مي نازم

خداي پاك و يكرنگي      نباشد آن خداي خوب همان چوب و بت سنگي

فدايت خود امانم ده         وخوبم خود نشانم ده

منم آن راهي عشقت         براي رفتن راهت بيا آن چسم و جانم ده

منم يك بنده كوچك        ندارد بر تو يكدم شك

بيا اي خالق دنيا            بيا آنچه تو مي خواهي

بيا عشقم تو آنم ده

بيا با تو امان دارم       كه لطفت را نشان دارم

كه بي تو پوچ و بي معنا     وبا تو من جهان دارم

خدايا سرد و بي روحم           وبي توپرت و مغشوشم

وبا دردي هم آغوشم         وبهر هيچ مي كوشم

و من آن شعله اي هستم كه بي ياد تو خاموشم

خدايا راه و روحم ده     وتو خوبي چو نوحم ده

ز جام عشق صبوحم ده        وصبر چون عيوبم ده

خدايا بي تو تاريكم          به سوي غصه نزديكم

ولي با بودنت خوبم     من آن خوبم و آن نيكم

منم شاكي ز كردارم       به بد بودن گرفتارم

بده خوبم شفايم ده          كه بيمارم ،كه بيمارم

منم يك پيچك پر خار       براي خود طناب دار

بيا در دام خود گيرم           منم آن كوچكت پندار

بيا شيطان فراوان است         به هر جا بنگرم دام است

نمي دانم مگر شيطان     ميان خانه پنهان است

بيا اي بهترين احسان      بيا اي واژه ايمان

دگر از غصه لبريزم        بيا دردم بكن درمان

بيا آدم دگر خواب است       و آن راهي خوبي ها، دگر در شهر كمياب است

وهر كه دم ز عشقي زد ،ميان آتشش آب است

ميان آن همه گلها ،هنوزم كرم شب تاب است

بيا اي خوب من سوگند، اگر گردد وجودم بند

بگيرم از كلامت پند

                                

ايمانه فروشاني

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 11:31  توسط خودسیانی   | 

شعر

متهم..........

منم اسير درد تو چگونه رحم مي كني

دلت ميان عاشقان چگونه سهم مي كني

متهمم به حكم تو چگونه حكم مي كني

به عمر بي اساس من چگونه ركن مي كني

منم مريض درد تو طبيب من خطا مكن

دل شكسته مرا ز قلب خود جدا مكن

منم تمام سهم تو مرا ز خاطرت مبر

تو جود من، وجود من، تو اي تمام بال و پر

منم رفيق كوي تو اسير زلف و موي تو

بيا فداي قامتت شوم فداي روي تو

تورا كه  حسن، عادت است

ولحظه ات عبادت است

چرا عزيز چشم تو اسير حكم غارت است

تو خط به خط نامه ام تو معني ترانه ام

در آسمان قلب من حضور يك بهانه ام

عجب عزيز گشته اي ميان عاشقان خود

جواب كرده اي مرا  ببين جواب من چه شد

چه گفته ام چه گفته اي ببين كجا و تا كجا

چه كرده ام چه كرده اي منم وفا و تو جفا

فداي قامتت شدم ،ولي تو نهي مي كني

چه بي اثر براي خود ولي تو سعي مي كني

مرا ز خاطرت نبر منم چو سايه در پي ات

كنار دست تو منم همان يه جام پر مي ات

تو حكم بي حكايتم ،تو عشق بي نهايتم

قسم به پاكي بهار قبول كن صداقتم

فداي لطف مهر تو ،به سر رسد كلام من

بيا بمان كنار من نه جان خود به جان من

                                                 

ايمانه

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 11:17  توسط خودسیانی   | 

شعر

                           بسم الله الرحمن الرحيم

شكوفه قشنگ من يه وقت دلت خسته نشه

                                                يه وقت درهايه زندگي به رويه تو بسته نشه

يه وقت نري بعدش بگي تمومه راهها بن بسه

                                               يه وقت نگي كه از دلم خسته شدي ديگه بسه

يه وقت پروباله طلات خشك نشه تو فصل خزون

                                              يه وقت واسه نامحرما عزيز نشي ترانه خون

يه وقت كلاه نازتو درنياري از تو سرت

                                              قربون تو برم ولي سرد نشه اون بال وپرت

يه وقت تو راه تو كوچه ها دست ندي با غريبه ها

                                              يه وقت مثه يه قاصدك نشي تو دست باد رها

يه وقت اسير دست شب بازيچه ي خزون نشي

                                              قربونتون برم ولي با هركي مهربون نشي

يه وقت گل قشنگ من نشينه رو تنت خزون

                                              زندگي معنا نداره بي تو تموم ميشه تموم

يه وقت سياهي هايه شب دست نكشه رويه سرت

                                              اگه داري ميري سفر كسي نشه همسفرت

يه وقت به جايه من كسي نظر به چشمات نكنه

                                              گردشه روزگار تورو باكسي آشنات نكنه

يه وقت فدات بشم ولي گوله گلا رو نخوري

                                              خدا نكرده تيغ بشه عزيز دستت رو نبري

يه وقت نگاه نازتو نندازي رويه هركسي

                                             دستايه نازتو گلم خش نزنه خاروخسي

يه وقت دل نحيفتو نسپاري دست آدما

                                             حسابه من رو نازنين از همه كس بكن سوا

يه وقت تويه قرارامون روح وتنم دير نكني

                                            از دست غصت نازنين وجودمو پير نكني

يه وقت دلت جا نمونه تو كوچه ها يا خونه ها

                                            منو يه وقت جا نذاري با غصه ها بهونه ها

يه وقت دلت خسته نشه از بازي هايه روزگار

                                            دل منو بگير ببر به رسم خوب يادگار

يه وقت به جز من عمر من نگي كسي رو دوست داري

                                           به وصل هركي غير من نياي بگي اميد واري

يه وقت نشينه تو دلت دردهايه سخت روزگار

                                           يه وقت مي ري سفر عزيز نشي همونجا موندگار

يه وقت خيال بي اساس نشه اساس زندگيت

                                          اينا فقط يه صحبته از مخلص هميشگيت

 

                                                        ايمانه

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 10:50  توسط خودسیانی   | 

شعر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 11:54  توسط خودسیانی   | 

 
امام حسین فطرس | تصحیح اطلاعات کارت ورود به جلسه کنکور دانشگاه آزاد | تاريخ برگزاري آزمون پزشكي دانشگاه آزاد اسلامي90 | قائمة الناجحين في الجزائر |